رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر در روز 25 اسفند سال 1285 شمسی در تبریز تولد یافت و از ابتدا زیر نظر پدر دانشمند خود -که با انتشار کتاب (تربیت نسوان) اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود- رشد کرد. در کودکی با پدر به تهران آمد. ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد وی قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد می آمدند بهره ها یافت و همواره آنان را از قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خویش دچار حیرت می ساخت. در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی- ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمائی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت. در تیر ماه سال 1303 شمسی برابر با ماه 1924 میلادی دوره مدرسه دخترانه آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد با موفقیت به پایان برد و در جشن فراغت از تحصیل خطابه ای با عنوان" زن و تاریخ" ایراد کرد. او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست سخن می گفت . خانم میس شولر، رئیس مدرسه امریکایی دختران خاطرات خود را از تحصیل و تدریس پروین در آن مدرسه چنین بیان می کند: "پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود می یافت شوق وافر اظهار می نمود." پروين اعتصامي» از شاعراني است که با وجود زندگي بسيار کوتاه و آرام خود، اشعاري سروده است که بازتاب دو گونه ديدگاه را ميتوان در آنها آشکارا ديد. ديدگاه اول، همان ديدگاه زنانه است که کاملا طبيعي جلوه ميکند اما ديدگاه دوم ديدگاه مردانه و بخصوصپروین در قصایدش پیرو سبک متقدمین به ویژه ناصرخسرو است و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی می باشد. پروین موضوعات حکمتی و اخلاقی را با چنان زبان ساده و شیوایی بیان می دارد که خواننده را از هر طبقه تحت تاثیر قرار می دهد. او در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری همپایه ی گویندگان نامدار قرار داشته و در این میان به مناظره توجه خاص دارد و این شیوه ی را که شیوه ی شاعران شمال و غرب ایران بود احیاء می نماید. پروین تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی . شعر پروین شیوا، ساده و دلنشین است. مضمونهای متنوع پروین مانندباغ پرگیاهی است که به راستی روح را نوازش می دهد. اخلاق و همه تعابیر و مفاهیم زیبا و عادلانه آن چون ستاره ای تابناک بر دیوان پروین می درخشد. قریحه سرشار و استعداد خارق العاده پروین در شعر همواره موجب حیرت فضلا و دانشمندانی بود که با پدرش معاشرت داشتند، به همین جهت برخی بر این گمان بودند که آن اشعار از او نیست. پروین اعتصامی بزرگترین شاعر زن ایرانی است که در تاریخ ادبیات پارسی ظهور نموده است. اشعار وی پیش از آنکه بصورت دیوان منتشر شود در مجلد دوم مجله بهار که به قلم پدرش مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار می یافت چاپ می شد (1302 ـ 1300 خورشیدی). عمر پروین بسیار کوتاه بود، کمتر زنی از میان سخنگویان ، اقبالی همچون پروین داشت که در دورانی این چنین کوتاه شهرتی فراگیر داشته باشد. پنجاه سال و اندی است که از درگذشت این شاعره بنام می گذرد و همگان اشعار پروین را می خوانند و وی را ستایش می کنند و بسیاری از ابیات آن بصورت ضرب المثل به زبان خاص و عام جاری گشته است. استاد بهار در مورد اشعار وی می گویند :" پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می دهد. " خانم سرور مهکامه محصص از دوستان نزدیک پروین که گویا بیش از دوازده سال با هم مراوده و مکاتبه داشتند او را پاک طینت، پاک عقیده، پاک دامن، خوشخو، خوشرفتار، در مقام دوستی متواضع و در طریق حقیقت و محبت پایدار توصیف می کند. پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمی توانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت. با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود. در سال 1314 چاپ اول دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت. ، پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران سمت کتابداری داشت و به کار سرودن اشعار خود نیز ادامه می داد. تا اینکه دست اجل او را در 34 سالگی از جامعه ادبی گرفت. بهرحال در شب 16 فروردین سال 1320 خورشیدی به بیماری حصبه در تهران زندگی را بدرود گفت و پیکر او را به قم بردند و در جوار قبر پدر دانشمندش در مقبره خانوادگی بخاک سپردند.
چاپ اول دیوان که آراسته به مقدمه شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می کند . دیوان اشعار پروین اعتصامی که شامل 6500 بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ ر سیده است.
ش) از پدر و مادری تفرشی در تهران متولد شدند. چهار سال از دوران کودکی رادر تهران سپری نموده بودند که به همراه خانواده (پدر، مادر، برادر) عازم شامات شدند. در 7 سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت، با تنگدستی و مرارتهای دور از وطن، درمدرسه کشیشهای فرانسوی آغاز کردند و همزمان، توسط مادر فداکار، متدین و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابی) تحت آموزش تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی قرار گرفتند. استاد، قرآن کریم را حفظ و به آن اعتقادی ژرف داشتند. دیوان حافظ را نیز از بر داشتته و به بوستان و گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی، منشآت قائم مقام اشراف داشتند. كودكي و آموزش دكتر محمود حسابي(1371–1281) فيزيكدان ايراني، در تهران زاده شد. پدر و مادرش از مردم تفرش بودند. خانوادهي او به كارهاي دولتي و سياسي اشتغال داشتند و آثار خدمات آباداني مانند قنات و مسجد از جد ايشان در تهران موجود است. محمود چهار ساله بود كه پدربزرگش سفير ايران در عراق شد و همراه خانوادهاش به بغداد رفت. پس از دو سال توقف در آن شهر با خانواده به دمشق رفتند و سال بعد به بيروت منتقل شدند. تحصيلات ابتدايي را در هفت سالگي در مدرسهي فرانسوي بيروت آغاز كرد و در آن جا با زبان فرانسه آشنا شد. تحصيلات متوسطه را در كالج امريكايي بيروت گذراند و در سال 1299 شمسي ليسانس ادبيات و علوم خود را از دانشگاه آمريكايي بيروت گرفت. در 19 سالگي درجهي مهندسي راه و ساختمان را از دانشكدهي مهندسي بيروت دريافت كرد و بخشي از برنامهي آموزش پزشكي دانشگاه بيروت را نيز گذراند . در 1303 پس از دريافت دانشنامههاي ستارهشناسي و نجوم و زيستشناسي از دانشگاه آمريكايي بيروت راهي فرانسه شد. در سال 1304 درجهي مهندسي برق را از دانشكدهي برق(اكول سوپريور دو الكتريسيته) و در 1305 مدرك تحصيلات معدن مدرسهي عالي معدن پاريس را دريافت كرد. تحصيلات رسمي دكتر حسابي در سال 1306 با دريافت درجهي دكتراي فيزيك از دانشگاه سوربن فرانسه پايان يافت. بازگشت به ايران همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند. استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود. پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. دكتر حسابي در سال 1306 به ايران بازگشت و در وزارت فوايد عامه( وزارت راه و ترابري) به عنوان مهندس راهسازي به استخدام دولت درآمد. يك سال بعد مدرسهي مهندسي وزارت به كوشش او بنيانگذاري شد و بخشي از تدوين نظامنامه آن را خود به عهده گرفت. در همين سال نقشهي ساختماني راه ساحلي سراسري ميان بندرهاي خليج فارس، از بوشهر تا بندر لنگه را تهيه كرد. در سال 1307 به سبب افزايش مدرسههاي متوسطه و احتياج به معلم براي تدريس در آنها، دارالمعلمين عالي را بنيانگذاري شد. دكتر حسابي در بخش علمي اين بنياد آموزشي در رشتهي فيزيك و شيمي به تدريس فيزيك پرداخت. دارالمعلمين عالي در سال 1321 به دانشسرا تغيير نام يافت و دكتر حسابي همچنان به تدريس در آن بنياد مشغول بود. در سال 1313 دانشگاه تهران را با همكاري جمعي از فرهنگپروران بنيانگذاري كرد و دانشكده ي فني را بنيان نهاد و مدت دو سال رياست دانشكدهي فني و تدريس در آن را برعهده داشت. پس از مدتي دانشكدهي علوم دانشگاه تهران را بنيان نهاد. رياست اين دانشكده از 1321 تا 1327 و از 1330 تا 1336 به عهده ايشان بود. از آغاز كار دانشكده علوم تدريس برخي از درسهاي فيزيك را عهدهدار بود تا آن كه شاگرداني كه خود تربيت كرده بود به مقام استادي رسيدند و ايشان فقط به تدريس اپتيك پرداختند. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. درزمینه تحقیق علمی: 25مقاله، رساله و کتاب ازاستاد چاپ شده است. تئوری« بی نهایت بودن ذرات» ایشان درمیان دانشمندان و فیزیکدانان جهان شناخته شده است. نشان «کوماندور دولالژیون دونور» بزرگترین نشان علمی کشورفرانسه به ایشان اهداگردیده است. استاد تنها شاگرد ایرانی پرفسور اینشتین بوده و درطول زندگی با دانشمندان طرازاول جهان نظیر« پرفسور انیشتین، شرودینگر، بورن، فرمی، دیراک، بوهر... و ادبایی چون آندره ژید، برتراندراسل مرد اول علمی جهان» برگزیده شدند(1990م) و درکنگره 60سال فیزیک ایران(1366هجری شمسی) به عنوان پدرفیزیک ایران ملقب گردیدند. پرفسور دکترسید محمود حسابی در12شهریور1371هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو بدرود حیات گفتند. مقبره استاد بنا به خواسته خودشان درزادگاه خانوادگی ایشان در شهردانشگاهی تفرش قراردارد. روحش شاد و یادش گرامی ، راهش پر رهرو باد
نوشتههاي دكتر حسابي شامل 21 كتاب، رساله و مقاله است. اين نوشتهها در سه زمينهي فيزيك، زبان فارسي و پژوهشهاي فرهنگي است. در موضوع فيزيك، علاوه بر رسالهي دكتري دربارهي حساسيت سلولهاي فوتوالكتريك(1927)، شش جلد كتاب و شش مقاله منتشر كردهاند. عنوان كتابهاي فيزيك عبارتند از: 1. كتاب فيزيك دوره اول متوسطه 1318 2. كتاب ديدگاني فيزيك دانشگاه تهران 1340 3. نگره كاهنربايي 1345 4. فيزيك حالت جامد 1348 5. ديدگاني كوانتيك 1358 6. الكتروديناميك (1945) Essaid Interpretation des Ondes de Broylie عنوان مقالههاي فيزيك عبارتند از: 1. تفسير امواج دو بر در شش رساله با عنوان A Strain Theory of Matter ، دانشگاه تهران 946. 2. دربارهي ماهيت ماده. 3. مقالهاي دربارهي پيشنهاد تفسير قانون جاذبهي عمومي نيوتون و قانون ميدان الكتريكي ماكسول چاپ شده در گزارش ذرات اصلي در دانشگاه كمبريج انگليس 1946. 4. مقالهاي دربارهي ذرات پيوسته Continuous چاپ شده به وسيلهي آكادمي علوم امريكا 1947. 5. مقالهاي دربارهي مدل بينهايت گسترده در نشريهي فيزيك فرانسه. 6. رسالهاي دربارهي نظريه ذرههاي بينهايت گسترده دانشگاه تهران 1977. تحقيقات و تاليفات فرهنگي _ نگارش كتاب" فرهنگ حسابي " _ نگارش كتاب" فرهنگ نامهاي ايراني " _ نگارش "راه ما", 1935 _ تدوين قانون تاسيس دانشگاه تهران, 1312 _ نگارش كتاب فيزيك دوره اول متوسطه(دبيرستان), 1318 _ تدوين صورتجلسه آكادمي ملي علوم, 1326 _ تدوين آيين نامه امور مالي دانشگاه تهران, 1340 _ نگارش "فيزيك جديد و فلسفه ايران باستان", تهران, 1342 _ نگارش "شجره نامه خانواده حسابي", 1346 _ نگارش "توانايي زبان فارسي", تهران, 1350 _ گردآوري "ديوان حسابي", متعلق به قرن 17, 1354 _ نگارش "وندها و گهواژه هاي فارسي", 1368 _ نگارش "چگونگي تاريخ ايران " _ نگارش "يادواره پروفسور اينشتين" به مناسبت درگذشت ايشان در دانشگاه تهران _ تدوين افعال فرانسه به فارسي _ تحقيق در مورد ديوان حافظ و تفسير غزليات حافظ _ تحقيق در مورد گلستان سعدي _ تحقيق در مورد ديوان باباطاهر تحقيقات و تاليفات علمي _ رساله دكترا "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", چاپ دانشگاه پاريس, 1927 _ نگارش رساله "تفسير امواج دوبروي", به زبان فرانسه, 1945 _ تحقيق علمي "استنتاج ساختمان ذرات اصلي هسته اتم از نظريه نسبيت عمومي اينشتين ", دانشگاه پرينستون, 1946 _ نگارش رساله "ماهيت ماده", دانشگاه تهران, 1946 _ نگارش مقاله "ذرات پيوسته", چاپ آكادمي علوم آمريكا, 1947 _ تحقيق اثر مجاورت ماده بر مسير نور در دانشگاه شيكاگو با عنوان همكار تحقيقاتي در انيستيتوي علوم هسته اي شيكاگو, 1947 _ تحقيق علمي در دانشگاه شيكاگو, درباره "انحراف شعاع نواراني در مجاورت ماده", 1948 _ تحقيق علمي "اصلاح قانون جاذبه عمومي نيوتن" و "قانون ميدان الكترومانيتيك ماكسول", 1326 _ تحقيق علمي "اثر ماده بر مسير عبور نور و انحراف شعاع نوراني د ر مجاورت سطح يك جسم", انيستيتو علمي شيكاگو, 1326 _ نگارش كتاب "الكتروديناميك" _ نگارش كتاب "نگره الكتريكي" _ نگارش كتاب "ديدگاني فيزيكي", دانشگاه تهران, 1340 _ نگارش كتاب "نگره كاهنربايي", دانشگاه تهران, 1345 _ نگارش كتاب "فيزيك حالت جامد", دانشگاه تهران, 1348 _ نگارش كتاب "ديدگاني كوانتيك", دانشگاه تهران, 1358 _ نگارش "واژه نامه تخصصي فيزيك", 1340 تا 1369 _ ادامه تحقيق نظري مربوط به "ساختمان ذرات اصلي هسته اتم", دانشگاه تهران و تحقيق آزمايشگاهي درباره "عبور نور در مجاورت ماده" در دانشكده علوم دانشگاه تهران _ تحقيق درباره اثر "موسبوئر " _ نگارش مقاله "وجود ذره باردار با جرمي بزرگتر الكترون " _ تحقيق درباره انواع ذرات اصلي و تعداد آنها _ تحقيق درباره شكل فرمول قانون نيروي جاذبه _ تحقيق درباره شكل فرمول قانون نيروي جاذبه الكتريكي _ تحقيق درباره شكل فرمول قانون نيروي جاذبه مغناطيسي _ تحقيق درباره شكست نور در نزديكي سطح يك جسم _ تحقيق در مورد ليزرها و نور همدوس _ تحقيق در مورد ارتعاش هسته مغناطيس _ نگارش رساله "نظريه ذره هاي بي نهايت گسترده", دانشگاه تهران,
مولانا در سال ۶۰۴ قمری در بلخ زاده شد، چون محمد خوارزمشاه با مشایخ از راه کم لطفی پیش میرفت، پدرش بهاءالدین تاب نیاورده و در سال ۶۰۹ با خانودهاش خراسان را ترک نمود. مدتی در وخش و سمرقند بسر برد. آنگاه از راه بغداد به مکه رفت و پس از نه سال اقامت در الجزیره به دعوت کیقباد سلجوقی که صوفیمشرب بود به قونیه پایتخت سلجوقیان روم رفت. جلالالدین پس از مرگ پدرش در سال ۶۲۸ قمری، نزد برهانالدین ترمذی که از شاگردان پدرش بود شاگردی کرد و مدتی همنشین شمس تبریزی شد و بالاخره خودش پایهگذار طریقتی شد که مشهور به طریقت مولویه شدشمس و افادات معنوي او در مولانا سخت اثر كرد . مولانا قبل از ملاقات با شمس مردي زاهد ومتعبد بود و به ارشاد طالبان وتوضيح اصول و فروع دين مبين مشغول بود . ولي پس از آشنايي با اين مرد كامل ترك مجالس وعظ وسخنراني را ترك گفت ودر جمله صوفيان صافي واخوان صفا درآمد وبه شعر وشاعري پرداخت واين همه آثار بديع از خود به يادگار گذاشت مولانا در فراغ شمس روز گار ي بس ناروا گذراند وچون از وي نا اميد شد دل به وپس از او به حسام الدين چلپي سپرد و به در خواست او به سرودن اشعار مثنوي معنوي مشغول شد. و اشعار اين كتاب را به حسام الدين عرضه ميكرد, تا اينكه سر انجام در اوايل سال 672 هجري به ديدار يار شتافت.
آثار منثور: ما فیه مجالس سبعه فیه مکتوبات اشعار فارسی «دیوان شمس» (یا دیوان کبیر)، محبوبیت فراوانی کسب کردهاند مولانا در کنار «دیوان شمس» و شعرهایش در «مثنویمعنوی»، رباعیات عاشقانهای نیز سرودهاست که میگویند پس از خیام از بیپردهترین رباعیات به زبان فارسی است. پژوهندگان به ظن قوی بسیاری از رباعیات وی را از او نمیدانند.
اَوِستا از شاعران و مدرسان برجسته هنر و ادبیات زمان معاصر بود و وی را بزرگترین قصیده سرای معاصر نام نهاده اند. مهرداد رحمانی معروف به اوستا در بهمن ماه هزار و سیصد و هشت در بروجرد به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر سپری کرد. اوستا، با نشان دادن قدرت بیان و قریحهی سرشار خود، از سال پنجم ابتدایی به تشویق معلمان خود به سرودن شعر پرداخت، اما چون بیشتر به قصیدهسرایی تمایل داشت و آثارش سنگینتر از نوع اشعار متداول بود، كمتر آنها را برای انتشار به مطبوعات سپرده است. در سال هزار و سیصد و بیست در تهران در یکی از دبیرستان های شبانه به ادامه تحصیل پرداخت و در سال 1327 موفق شد در رشته ادبی دیپلم بگیرد. در این سال همزمان با ورود به دانشکده ی معقول و منقول دانشگاه تهران به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به عنوان مسئول سامان دادن به کتابخانه های موجود و مقالات و کتب ادبی این وزارتخانه و نیز دبیر در چندین دبیرستان تهران به فعالیت پرداخت. در سال هزار و سیصد سی با کسب مدرک کارشناسی در رشته ی معقول و منقول به ادامه ی تحصیل رشته ی فلسفه در دانشگاه تهران پرداخت. مهرداد اوستا در سالهای 1333 و 1345 دو بار ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر و سه دختر بود. استاد اوستا ضمن تدریس در دانشگاه تهران سفرهای متعددی را به کشورهای مختلف انجام داد و آثار و اشعار ارزشمندی از خود بر جای نهاد. سرانجام در 17 اردیبهشت سال 1370 در سن 62 سالگی در اثر عارضه قلبی در گذشت و پیکر وی در قطعه مشاهیر ادب و هنر ایران در تهران به خاک سپرده شد. برخی کتابهای وی به دلایل سیاسی ممنوعیت انتشار یافتند و در دهه پنجاه مدتی ممنوع القلم بود. سبك اوستا به شیوهی شعرای خراسانی و بیشتر به ناصرخسرو، خاقانی و مسعود سعد نزدیك است. در اندیشههای شاعرانهاش غالباً دقایق فلسفی و تفكرات حكیمانه را میپروراند و به فلسفه نسبی نزدیك میشود. وی معتقد است كه «یك هنرمند باید فرزند زمان خود باشد و اگر احیاناً خود نیازمندیهای زیادی از نظر مادی ندارد باید آنقدر روحیهی حساس و تأثیرپذیری داشته باشد كه دردها و نیازمندیهای اكثریت مردم را درك كند و آینهی گویای رنج و شادی مردم زمان باشد». اوستا، در سالهای پایانی عمر خود، به عنوان رییس شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایفای ن